سوشیانسسوشیانس، تا این لحظه: 13 سال و 8 ماه و 17 روز سن داره

من و نی نی (سوشیانس من )

شب اخر

نی نی ناز و ملوس ، امشب اخرین شبیه که توی شکم مامانی، با مامانی ،قلب کوچولوت با قلب مامان یک جا میزنه ،پاهای کوچولوت رو تو شکم مامانی جمع می کنی و باز می کنی .کوچولو روزای خوبی بود روزای یکی بودنمون روزای شیرینی بود به طوری که هیچ عجله ای برای تموم شدن این دوره نداشتم و هنوز هم ندارم ،خوشحالم که فردا می یای می دونم که حضورت اونقدر بزرگه که همه زندگی منو حتی این روزا رو زیرو رو می کنه اما هنوز تا الان،این 8ماه و 23 روزبرام با تموم روزهای زندگیم فرق داشته و می خوام این اخرین لحظات هم فقط این لحظاتو درک کنم نی نی ناز روزای خوبی بود مرسی از اومدنت ،مرسی از حضورت ،مرسی از این که تو جواب مامانی رو زود دادی و اومدی به دنیاش ،مرسی به خاطر همه خوب...
6 بهمن 1391

یک ماه مونده (30 روز)

سلا م نی نی فقط یک ماه مونده که پیش ما بیای که امیدوارم به خیر و خوشی بگذره  .  امروز صبح زود که باز از شدت درد، پا شدم تا کمی روی صندلی بشینم  ، متوجه شدم که بر عکس روزای دیگه تکون نمی خوری ،دستمو رو شکمم گذاشتم ،پاهامو جمع کردم ، لبه تخت نشستم ، روی تخت نشستم ، پاهامو صاف کردم ، خلا صه هر کاری که تو خوشت نمی یاد و فوری عکس العمل نشون میدی رو امتحان کردم ولی دریغ از یک تکون ،یک لرزش ،بدجورترسیدم  ،شکمم سرد شده بود ،یخ کرده بود ،ترسناک شده بود ، زدم زیر گریه  خدایا نی نی من چی شده ؟  بابا روی کاناپه توی  هال خوابیده بود خواستم بیدارش کنم بریم بیمارستان ،اما قبلش دویدم و دو تا قند خوردم ،لرزش کوچی...
6 بهمن 1391

یک هفته

                                                                                                                نی  نی ناز و ملوس یک هفته مونده تا بیای و تموم دنیا ی مامانو پر کنی  ...
29 دی 1391

بدون عنوان

    جامپر انتخاب مامان تشک بازی انتخاب بابا   انتخاب مامان(باهم سوار می شیم می ریم ددر) انتخاب بابا(برای راحت تر کردن وظایف پدری ) انتخاب بابا انتخاب مامان انتخاب بابا   ...
20 دی 1391